درادرا، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 2 روز سن داره

درای مامان دنیا و بابامرتضی

امان از این مریضی

سلام فندق مامان الهی من قربونت برم .مامانی نمی دونم از کجا شروع کنم بگم .از روز شنبه یعنی 3 روز پیش تو هیچی نمی خوردی لب  به غذا نمی زدی.بابا هم اینجا نبود رفته بود تبریز .من و تو خونه مامان جون بودیم عصری رفتیم خونه خاله شیلا اونجا بابچه بازی می کردی با کلی ادعا و شکلک های جدید.اونجا که می خواستم پوشکت رو عوض کنم دیدم بله خانمی اسهال شده بعد یک خورده بعد تب اومد سراغت و بعدشم یک کوچولو کباب مرغ خورده  بودی همه اونا رو هم بالا اوردی .خلاصه جونم برات بگه شب تا صبح هم کارم شده بود برات پوشک عوض کردن.خلاصه صبح من نرفتم اداره به بابایی گفتم وقت دکتر بگیره .تا وقت دکترمون دیدم تبت با پاشویه و استامینوفن نمی اد پایین یک شیاف کردم ولی ب...
12 آذر 1392
1